تبليغاتX
عندلیبان

لزوماً باهوشترین و عالمترین افراد، موفقترین نیستند
لزوماً معیارهای موفقیت برای افراد مختلف (با علم و هوش متفاوت) یکسان نیست

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 23:7 توسط مصطفی |

چند شب پیش حوالی ساعت ده شب بود که داشتم بر میگشتم خونه، قبلش یه کاری داشتم که مجبور شدم از یه مسیر دیگه برم ... همینطوری که داشتم راه می رفتم یه دفعه یادم اومد که این مسیری که دارم میرم، دقیقاً مسیریه که به مدت 8 سال از اول ابتدایی تا پایان دوره راهنمایی طی کردم ... هیچ کدوم از اون روزها رو دقیقاً یادم نیست ... به جز یه روز ... اولین روز مدرسه.
برادر بزرگترم یه دوچرخه قرمز رنگ آلمانی داشت که همیشه به کیفیت برتر دوچرخش مینازید (که البته این دوچرخه بعدها و زمانی که من حدوداً ده ساله بودم، به دست بنده گم شد!) ... منو سوار دوچرخه کرد و تا دم در مدرسه برد ... بعد هم گفت کیفت رو بنداز رو دوشت و برو تو مدرسه ... دقیقاً یادمه که وقتی رفتم داخل مدرسه، حیاط مدرسه خیلی به نظرم بزرگ میومد(الان که نگاه می کنم، می بینم اون مدرسه خیلی هم بزرگ نبوده) ... بعد دیدم که هر کسی سرِ یه صف خاصی وایستاده ... همه با ماماناشون بودن ولی من تنها بودم ( از همون موقع این شعرِ "من مرد تنهای شبم" رو زمزمه می کردم!!) ... بعد که دیدم از هیچی سر در نمیارم و اون کاغذی هم که روی سینه ام چسبونده اند رو نمی تونم بخونم، زدم زیره گریه (اونایی که منو از نزدیک دیدن، می دونند که تجسم این صحنه کار خیلی سختیه:)) ... بعد اون آقای خوش تیپی که الان اسمشو یادم نیست، اومد جلو و به من گفت: چی شده کوجولو؟ چرا گریه می کنی؟  ... منم هق هق کنان گفتم که نمی دونم کجا باید وایسم ... یه نگاهی به اون کاغذه کرد و گفت تو کلاس ½ هستی ... من هیچ وقت از این آقای محترم که صدای خیلی خوبی هم داشت، کتک نخوردم ... حتی یه دفعه از دست خانوم معلممون بهش پناه بردم (که اون هم برای خودش داستان قشنگی بود) ...

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 21:34 توسط مصطفی |

امروز پست نوید رو در مورد فیلم پرسپولیس خوندم، و همین موضوع باعث شد تا این فیلم رو که مدتهاست داره رو هارد کامپیوترم خاک میخوره رو نگاه کنم ... متاسفانه زبون فیلم رو نفهمیدم ( فکر کنم فرانسوی بود)، زیر نویس هم که نداشت ... ولی فیلم گویا تر از اون بود که این موانع، مانع فهمش بشه ... تمام صحنه های فیلم رو با تمام وجودم حس می کردم ... انگار خودم داشتم بازی می کردم ... البته به قول نوید تا حدود زیادی میشه این اتفاقات رو به خانواده اون دختر بچه نسبت داد ... ولی تلخی فیلم اصلاً به مجازم خوش نیومد ... و تلخ تر هم این بود که نمیشه هیچ صحنه فیلم رو نادیده گرفت یا مثلاً خودمون رو گول بزنیم که فیلم خیلی اغراق آمیزه ... اگه این فیلم رو گیر آوردید حتماً ببینید ...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 23:8 توسط مصطفی |

داشتم کارهای عقب افتاده ام رو انجام می دادم ... آلبوم گنبدِ مینا از آثار استاد شجریان هم زیر گوشم زمزمه می کرد ... یه دفعه به این خبر برخوردم ... ظاهراً استاد محمدرضا شجریان برای انجام عمل جراحی به بیمارستان کسری منتقل شده اند ... خیلی نگران شدم ... امیدوارم برای این استاد بزرگ موسیقی ایران، که به نوعی جزو سرمایه های این مرز و بوم هستند اتفاقی نیافتد ... "بوسه های باران" از آلبوم "فریاد" رو از اینجا دانلود کنید ... و برای سلامتی هر چه زودتر استاد دعا کنید

پ.ن۱: گویا عمل جراحی استاد موفقیت آمیز بوده ... می تونید فیلم استاد رو بعد از عمل اینجا ببنید :)

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 17:49 توسط مصطفی |

امروز رفته بودم آزمون زبان دانشگاه تربیت مدرس ( قبلاً در موردش گفته بودم )، تا دلتون بخواد داوطلب ریخته بود اونجا تا برای رسیدن به مدرک دکترا شانس خودشون رو امتحان کنند. واقعاً نمی دونم ایران به این همه دکتر احتیاج داره یا نه!؟ ... فکر کنم باید تو تصمیم خودم تجدید نظر کنم چون با این همه دکتر، دکترا هم دیگه ارزشی نخواهد داشت ... بگذریم از این مباحث ...
راستی منم بالاخره صاحب یه خط تولید شدم، البته نه از اون خطِ تولیدهایی که شما فکرشو می کنید، این خط تولید ما قراره "فکر" تولید کنه ... آره، قراره فکرامون رو بذاریم رو هم و در حوزه تخصصی خودمون فکرای جدید ایجاد کنیم ... اگه خواستید به این خط تولید ما سر بزنید می تونید به آدرس pom.ir مراجعه کنید ...
نمی دونم چرا سرعت اینترنت اینقدر اومده پائین ... این شرکت تامین کننده اینترنت ما که میگه مربوط میشه به قطعی کابلی که اینترنت کل خاور میانه رو تحت تاثیر قرار داده
یه سری هم بزنید به عکسهای خبری سال 2007 تو قسمت پیوندهای روزانه

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 23:6 توسط مصطفی |

میگن "گربه برای رضای خدا موش نمی گیره"
نمی دونم چرا بعضی وقتا آدما فکر می کنن گربه اند!

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 22:46 توسط مصطفی |

این دوتا پست قبلی٬ خیلی با عندلیبان همسو نبودند ... دارم سعی می کنم تا برای نوشته های این شکلیم (مدیریتی و کمی هم علمی ) یه جای دیگه درست کنم ... خبرشو تو همین ماه میدم ... دوستانی هم که مایل به همکاری تو اونجا هستند، می تونند بهم خبر بدن.
یه مدتی بود که رفته بودم تو لاک امتحان، حالا دارم پوست میندازم و به همون استیل پژوهشگرانه! خودم بر می گردم ... یه مدتی زمان می بره.
دوستانی هم که آزمون PhD دانشگاه تربیت مدرس ثبت نام کردند ...  هر چه زودتر نسبت به دریافت کارت ورود به آزمون زبان اقدام کنند ... آزمون آخر همین هفته ست

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 19:46 توسط مصطفی |

دوستانی که پست قبلی رو خوندند، می دونند که قراره تو این پست محصولات ایرانسل رو با عینک کانو مورد بررسی قرار بدیم.
محصول شرکت ایرانسل سیم کارت تلفن همراهه که به شکل دائمی و اعتباری ارائه می شود، سیم کارتهای اعتباری دارای هزینه اولیه کمتر و هزینه متغیر بیشتر (نسبت به سیم کارتهای دائمی) می باشد؛ ما روی سیم کارتهای دائمی بحث می کنیم.
عامل اساسی برای یک سیم کارت تلفن همراه توانایی برقراری ارتباط تلفنی می باشد. یعنی سیم کارت تلفن همراهی که نتواند ارتباط تلفنی برقرار کند اساساً ارزشی برای مشتری ندارد، اما باید به این موضوع هم توجه کرد که برآورده کردن کامل این نیاز نهایتاً موجب بی تفاوتی مشتری خواهد شد و موجبات افزایش رضایت مشتری را فراهم نخواهد کرد.
عامل عملکرد برای سیم کارت تلفن همراه، خوب عمل کردن عوامل اساسی می باشد؛ بدین مفهوم که هر چه برقراری ارتباط آسانتر باشد و ما یتوانیم در مکانهای بیشتری از ارتباط مناسب برخوردار باشیم، این نیاز بشتر ارضا شده است. و خاصیت این نوع نیاز هم این است که با ارضا هرچه بیشتر این نیاز رضایت مشتری بیشتر ارضا خواهد شد و عدم ارضا آن باعث نارضایتی مشتری خواهد شد.
اما عوامل هیجان آور (delighter) تا حدود زیادی به بازار متکی است، مثلاً زمانی که ایرانسل به عنوان اپراتور دوم وارد بازار ایران شد، GPRS خدمتی نوین بود، که می توانست تا مدتها به عنوان انگیزاننده ای مناسب عمل نماید. عدم امکان دسترسی به اینترنت از طریق تلفن همراه در ایران هرگز موجب نارضایتی نمی شود، ولی وجود این خدمت می تواند باعث افزایش رضایت مشتری شود. مثالهای دیگر این عامل شامل این موارد می باشد: امکان برقراری ارتباطِ درون شبکه ای در سراسر ایران با هزینه یکسان، تخفیفات مناسب در ساعات نیمه شب ( در برخی موارد رایگان ) و جوایز هفتگی و ماهانه به خریداران، قیمتهای ارزانتر و مواردی از این دست.
به خوبی مشخص است که ایرانسل وقتی وارد بازار ایران شد، با بازاری روبرو بود که در آن عوامل اساسی و کاربردی تا حدودی برآورده شده بودند و اگر ایرنسل هم می خواست از همین مسیر حرکت کند با مشکلات فراوانی روبرو می شد؛ در نتیجه ایرانسل بیشتر بر روی عوامل هیجان آور تاکید کرد و این دسته از عوامل را توسعه داد.
اما باید توجه داشت که برای اپراتور سوم، شرایط کمی سخت تر خواهد شد، چون دیگر GPRS عامل انگیزاننده نخواهد بود و هزینه اولیه سیم کارت هم تقریباً به کمترین مقدار خود رسیده است. و این اپراتور برای فروش سیم کارتهای خود در ایران باید به دنبال انگیزاننده های دیگر باشد. و به نظر من باید این عامل را در تکنولوژیهای نوین جستجو کند.

پست قبلی رو می تونید اینجا بخونید: عوامل کانو و ایرانسل ۱

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 22:52 توسط مصطفی |

اولین بار زمانی که پروژه دوره کارشناسیم رو می نوشتم با عوامل کانو آشنا شدم، تا اونجایی که یادم هست خیلی از خوندنش لذت بردم، از اون به بعد هم به عنوان یک عینک گاهی اوقات میزنم به مغزم تا با اون به محصولات و سیاستهای سازمانها نگاه کنم.
اولش از محصول شروع میشه که می تونه کالا یا خدمت باشه، مثلاً فرض کنید این محصول یک صفحه وب باشه. دکتر "نوریاکی کانو" معتقده که عواملی که مشتریان هنگام خرید کالا یا دریافت خدمت به اونها توجه می کنند، سه دسته است:
عوامل اساسی (آنچه باید باشد): مثلاً اینکه یک صفحه وب باید دارای یک آدرس باشد یا یک خودرو باید بخاری داشته باشد و یا وجود ملافه تمیز در اتاق هتل.
عوامل عملکردی (آنچه هر چه بیشتر باشد بهتر است): مثل سریع عمل کردن یک مُسَکِن، بالا آمدن سریع یک صفحه وب، رسیدگی سریع در هتل.
عوامل هیجان آور : آنچه وجودش باعث هیجان مشتری می شود، مثل وجود گلهای طبیعی و شکلاتهای رایگان در اتاقهای هتل، وجود مطالب و مفاهیم غنی تو یک صفحه وب و امکان جستجوی پیشرفته، یا یک رادیو پیشرفته در خودرو که به طور اتوماتیک زمانیکه از برد یک فرستنده خارج می شود خودش موج جدید را پیدا کرده و تنظیم شود، یا یک خودکار که بتواند جواب همه سوالات برگه امتحانی را بنویسد:)
تو این شکل می تونید این عوامل و نوع رفتار آنها را مشاهده کنید؛

عوامل کانو


عدم وجود عوامل اساسی باعث نارضایتی می شود، ولی وجود آنها نهایتاً باعث بیطرفی خواهد شد.
عوامل کاربردی در نمودار با یک خط صاف نشان داده شده، که عدم وجود آنها باعث نارضایتی شده و وجود آنها موجب رضایت مشتری می شود.
عوامل هیجان آور با یک نمودار نمایی نشان داده شده، که عدم وجود آنها باعث نارضایتی نمی شود ولی وجود آنها باعث افزایش رضایت مشتری خواهد شد.
نکته ای که در این بین باید به آن توجه کرد این است که این عوامل در طول زمان به هم تبدیل می شوند و عوامل هیجان آور به عوامل عملکردی و سپس به عوامل اساسی تبدیل خواهند شد.
مثلاً آیرودینامیک بودن یک خودرو زمانی جزو عوامل انگیزاننده بوده، ولی امروزه حداقل جزو عوامل کاربردی می باشد و حتی بسته به شرایط بازار می تواند جزو عوامل اساسی به حساب بیاید.
تو پست بعدی تصمیم دارم این عوامل را در خصوص سیم کارتهای ایرانسل مورد بررسی قرار بدم (البته با کمک دوستان)

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 22:16 توسط مصطفی |

آشنایی من با سایت مدیر برمی گرده به زمانیکه با علی یونسیان هم کلاسی شدم، اون وقتا (یه سال پیش) علی با چند تا از دوستای دوران لیسانسش این سایت رو اداره می کردند، البته مسئولیت اصلی با علی بود و در واقع علی مدیرِ سایت مدیر بود.
سایت مدیر بعد از کمی فراز و نشیب دوباره توسط علی و جلیل (یکی دیگه از همکلاسیهامون) در حال راه اندازیه.
یکی از کارای قشنگ ( و فکر کنم جدید) این سایت معرفی سمینارهای مرتبط با مدیریته، تو منوی سمت چپ سایت می تونید این سمینارها و همایشها رو ببینید.
اولین تصویر مربوط میشه به سمینار موسسه پگاه سیستم٬ که تو دانشگاه تهران برگذار میشه و شرکت برای همه آزاد و رایگانه.
من حتماً تو اولین سمینار که توسط دکتر روستا و تو آخرین چهارشنبه بهمن ماه  ارائه میشه شرکت میکنم، امیدوارم دوستان رو هم ببینم (از طریق همون لینک تو سایت مدیر می تونید ثبت نام کنید)

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 21:52 توسط مصطفی |

تاسوعا و عاشورا برای مراسم سالگرد یکی از عزیزترینهام رفته بودم همدان ... این چند روز هم که همدان مثل همیشه جزو سردترین استانهای کشور بود ... یه بار دیگه دمای منفی ۳۰ درجه رو با تمام وجود حس کردم ... حالا که برگشتم تهران احساس می کنم هوا خیلی هم سرد نیست!

+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 22:23 توسط مصطفی |